أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

84

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

كل شاة برجلها معلقة : هر گوسفندى از پايش آويزان مىشود . زارع لنفسه حاصد لسواه : كار كردن خر و خوردن يابو . لا قرار على زأر من الأسد : كسى كه نعره شير مىشنود ، آرام و قرار ندارد . بازارهاى تجارى مكه براى رقابت ميان اصحاب انديشه از جمع شاعران و سخنوران آماده بود و محلى براى ملاقات خطيبان بنام از ساير بلاد عربى به شمار مىآمد . اين بازارها ، ميدانى فرهنگى بود كه ميان دولتهاى يمن در جنوب و حكام حيره و غسان در شمال بى مانند بود . اخبار آن در جاى خود در آثار ادبى ، چندان فراوان است كه نياز به بيان ندارد . يكى از مشهورترين اين بازارها در مكه ، بازار عُكّاظ بود . مورّخان در بارهء تعيين محل آن اختلاف نظر دارند . من بيشتر به آنچه ياقوت در معجم البلدان گفته است تمايل دارم . بر حسب نظر وى ، جاى آن در يك وادى قرار داشت كه از طائف تا آنجا يك شب راه و از مكه تا آن وادى سه شب راه بود . در آنجا صخره‌هايى بود كه اطرافش طواف مىكردند . اين وصفى است كه از جهات زيادى با ايستگاه « السيل الكبير » قابل تطبيق است . « 1 » در آنجا صخره‌هايى هست كه همچنان سرپاست و وادى بزرگى است كه جا براى حضور بسيارى از قبايل عرب را داشته است . پس از آن بازار مَجنّه « 2 » در نزديكى مكه است . و نيز بازار ذوالمجاز كه در دو ميلى عرفات قرار دارد . « 3 » قافله‌هاى عرب در ده روز پايانى ماه ذى قعده در عكاظ بودند . از آنجا به سمت ذىالمجنّه رفته و روز ترويه ، هشتم ذى حجه وارد بازار ذوالمجاز مىشدند . به اين مجموعه بايد بازار مكه و منا و دومة الجندل را هم افزود ، اما اينها به لحاظ ادبى و وجود

--> ( 1 ) . در سالهاى اخير كتابها و مقالات متعددى دربارهء سوق عكاظ چاپ شده و تقريباً همهء آنان پذيرفته‌اند كه محل آن درشرق الحويه در سمت راست كسى است كه از طائف عازم رياض است و چهل و اندى كيلومتر از طائف خارج شده است ( عاتق ) . ( 2 ) . ترجيحاً همان بلدة البحر است . بنگريد : معجم معالم الحجاز ، ذيل مدخل مربوطه ( عاتق ) . ( 3 ) . واقع در پانزده كيلومترى شمال عرفات ، در دره‌اى كه در سمت غربى كبكب از آن جدا مىشود ، سمت راست كسى كه از مكه به طائف رفته و از حنين مىگذرد . در آن‌جا هنوز آثارى برجاى مانده است ( عاتق ) .